صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
شهریارپارسازادگان شنبه هفتم آذرماه سال 1394 نظرات ()
\’ \’ \’ \’
\’ \’ \’
\’ \’ \’ \’

اندکی بر زیر این باران بمان

ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند !




*******************




امیدوارم با آمدن پاییز هر برگی که می افته

یه دونه از غم های دلت کم بشه

و دیگه هیچ وقت ناراحت نباشی




*******************




من همان برگم که بر روی درخت

لرزم از برد چنین پاییز سخت

در نهایت باید افتاد و گریست

به درخت گفت خداحافظ و رفت




*******************





پاییز را دوست دارم

به خاطر غریب و بی صدا آمدنش

رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش

خش خش گوش نواز برگ هایش

صدای نم نم باران های عاشقانه اش

پاییز را دوست دارم به خاطر رفتنش

خیس شدن زیر بارانش




*******************




از وقتی رفتی هیچکسی ، همدرد و هم رازم نشد

هیچکسی حتی یک دفعه هم غصه سازم نشد

رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون

دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون




*******************




بهار چشمانت همیشگیست

پلک هایت را نبند

خزان می شوم




*******************




برگ سبز درخت معرفت کردگار

برگ زرد درخت معرفت روزگار




*******************




وقتی برگ های پاییز رو زیر پاهات له می کنی

یادت باشه روزی به تو نفس هدیه می کردن




*******************




زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت

زندگی تکرار پاییز است

باید دید و رفت




*******************




خزان بنشست و گل با بادها رفت

چه آسان می شود از یادها رفت




*******************




دوباره پاییز اما نه فصل خزان زرد

دوباره پاییز اما نه فصل اندوه و درد

دوباره پاییز فصل زیبای سادگی

دوباره پاییز موسم شدید دلدادگی





درباره وبلاگ
كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :