صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
شهریارپارسازادگان چهارشنبه پنجم آبانماه سال 1395 نظرات ()

قاضی می آید تو. مثل همیشه شلوغ و پر سر و صدا. این اسم را بچه ها بهش داده اند. کتاب قانون متحرک زندان است.
-  هفده ساله با دادگستری و زندون سروکار دارم، اگه هر سال ده تا ماده قانون یاد گرفته باشم، کلی از مدعی العموم جلوترم.
قاضی ریزه اندام اندام است. سبیل نازکی پشت لب دارد. همیشه شتابزده است. ذهن تیزی دارد. گنده دزدی می کند. دمش را بزنی، دوباره سرش تو زندان پیدا می شود.
-  بیرون چه کار کنم؟... کی به من خرجی می ده؟... کار که نیس، تازه اگرم باشه من مردش نیستم. تو زندون هرچی نباشه آب زیپو که هس...




درباره وبلاگ
كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :