تبلیغات
کارمند - دو برادر
 
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
درباره وبلاگ


كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!

مدیر وبلاگ : شهریارپارسازادگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


دو برادر ،مادر_پیر و بیماری_داشتند ..!!
با خود قرار گذاشتند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در
خدمت مادر باشد ..!!
یکی به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و دیگری
 در خانه ماند و به  پرستاری مادر مشغول شد ..!!
چندی نگذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد
 و به خود غره شد که :
خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ..!!
چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق ..!!
همان شب پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد :
به حرمت برادرت تو را بخشیدم ..!!
برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت : 
یا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر،
چگونه است مرا به حرمت او می بخشی ..؟؟
آیا آنچه کرده ام مایه رضای تو نیست ..؟؟
ندا رسید : آنچه تو می کنی من از آن بی نیازم ولی
مادرت از آنچه او می کند بی نیاز نیست ..!!

به فرزندان خود ، " انسان بودن بیاموزیم.





نوع مطلب : اخلاقی و عرفانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه شانزدهم آذرماه سال 1395
شهریارپارسازادگان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر