تبلیغات
کارمند - دعوا نمک زندگیه
 
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
درباره وبلاگ


كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!

مدیر وبلاگ : شهریارپارسازادگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


روزی برای خواستگاری به خانه دختری می آیند بعد از تمام شدن مراسم خواستگاری دختر از پسر خوشش می آید.
دختر به پسر جواب مثبت میدهد و چندی بعد با هم عروسی میکنن.
دختر به خانه پسر میرود چند ماه با هم زندگی میکنن و دعوای زن و شوهر با هم شروع میشه.
زن از دست شوهر خود ناراحت پیش پدر خود میرود و داستان رو یک کلاغ چهل کلاغ تعریف میکنه و میگه این شوهر من اصلا خوب نیست و به درد من نمی خوره با من دعوا میکنه.
پدر میگه خوب این مشکل رو درست میکنم.
فردای آن روز پدر دختر به مادر دختر میگه خانم دخترمون رو با لباس نیمه لخت به اتاقی که میگم بفرست زمانش رو بعدا بهت میگم.
عصر همان روز مردان محرم به دختر رو پدر دختر دعوت میکنه به خانه و به اتاق میبره همه شان را.
پدر دختر به مادر دختر میگه دخترمون رو با لباس نیمه لخت بعد از چند دقیقه بفرست داخل اطاق و مادر هم اطاعت میکنه.
پدر دختر با چند ملافه به اطاق میره و نفری یه ملافه به مردان که در اطاق هستند میده و خودش هم یکی بر میداره و به همه میگه دور خودتون بپیچید.
پس از چند دقیقه مادر دخترش را با لباس عریان مانند به داخل اطاق میفرسته.
دختر وارد اطاق میشه و شوکه میشه وقتی مردها اونو میبینن سریع هر کدام میگن
برادر:آبجی سریع بیا زیر ملافه من کسی بدنت رو نبینه
پدر:دخترم بیا زیر ملافه من تو بغلم کسی بدن تو رو نبینه
دایی:دخترم بیا زیر ملافه من کسی نبینه تو رو 
شوهر:عزیزم سریع بیا زیر ملافه من کسی بدن تو رو نبینه
دختر در آن وضعیت بدون فکر کردن و لحظه ای درنگ زیر ملافه همسر خود و در بغل او میرود و خود را در بغل شوهر خود زیر ملافه پنهان میکند.
پدر دختر به دخترش میگوید دیدی دخترم تو از بین این همه مرد محرم به خودت پیش شوهرت رفتی پس در زندگی کسی به جز شوهرت حامی تو نیست و نباید بابت هر چیزی از شوهرت شکایت کنی پس پیش شوهرت باز گرد و بخاطر دعوایی کوتاه از شوهرت جدا نشو چون دعوا نمک زندگیه.





نوع مطلب : اخلاقی و عرفانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه پانزدهم دیماه سال 1395
شهریارپارسازادگان
چهارشنبه پانزدهم دیماه سال 1395 ساعت 13 و 20 دقیقه و 10 ثانیه
سلام گلم
وبلاگ خیلی خوبی داری، مطالبت عالین.
اگه دوست داشتی بیا تبادل لینک کنیم
فقط بیا و خودتو لینک کن ^_^
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر