تبلیغات
کارمند - رویا
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
شهریارپارسازادگان سه شنبه پنجم دی 1396 نظرات ()



من یک خانه در ذهنم برای خودمان ساخته ام.
سقف اش چوبی است و یک ایوان دارد که پر است از شمعدانی هایی که همه اش هدیه ی توست.
و یک دیوار که همه اش را با عکسهای تو و جشمانت پوشانده ام.
من در خانه یمان یک زن عاشق هستم که موهایش را شانه میزند تا برای نوازش دستان تو نرم ترین حالت را داشته باشند.
و تو که مردانه ترین بوسه هایت بر روی پیشانی ام همیشه نقش میبندد، از آن بوسه ها که ته دل ادم را خالی میکند از بس پشت  را گرم میکند. 
میشود در رویا هایم آزادانه موهایت را نوازش کنم؟ 
باور کن لمس خوشبختی با تو در میان تصور های مغزم آنقدر شیرین است که ته دلم غنج میرود.
من عاشق بودن را خوب بلدم هر روز آن را تمرین میکنم زنی که به موهایش هم حسود است اما آنها را به رخت  میکشد تا زیبایی اش را بارها و بارها از زبانت بشنود. 
من نگاه های تو را در رویاهایم حفظ کرده ام.
 چشمانی که با واقعیتش فرق چندانی ندارد فقط او هم عاشق است و رنگ نگاهش شبیه به چشمان خودم.
چه کسی میگوید رویا واقعیت ندارد 
من در رویاهایم با تو زندگی میکنم، دلخور میشوم و تو عاشقانه مثل یک مرد مرا در آغوش میکشی و میخواهی که باشم 
و چقدر لذت بخش است طعم گس توجه از تو.
با تو بودن در عالم خلسه  می ارزد به همه ی واقعیت های وجود داشته ام. 
فکر ها را دوست دارم تو در آنجا در قصر شیشه ای قلبم یک مرد عاشق هستی که همه توجه اش برای من است.
چه اشکال دارد اگر من  زندگی کنم فقط برای روزهایی که میتوانم در رویاهایم تو را داشته باشم.
اگر روزی کسی از من پرسید حتما به او خواهم گفت رویا چه دروغ شیرینی است که یک آدم میتواند داشته باشد.



درباره وبلاگ
كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :