صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
شهریارپارسازادگان سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1397 نظرات ()


شبی مهمونی داشتیم، کفش ها توی حیاط جفت شده بود، همشون مرتب بودن به جز  کفشی که پاشنه هاش خوابونده شده بود.

هرکس میخواست بیاد تو حیاط اون کفش ها رو میپوشید.
میدونید چرا؟ 
چون پاشنه هاش خوابونده شده بود.

 کمی که فکر کردم دیدم بعضی از ما آدم ها مثل همین کفش های پاشنه خوابونده هستیم.
برامون مهم نیست کی سوارمون میشه...

یادت باشه که
 اگر سر خم کنی، 
اگر خودت به خودت احترام نذاری، 
اگر ضعیف باشی، 
همه میخوان ازت سواری بگیرن و کسی هم بهت احترام نمیذاره.



درباره وبلاگ
كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic