صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
شهریارپارسازادگان شنبه بیست و نهم دی 1397 نظرات ()



داشتم داستان "کُنتس الیزابت باتوری" را میخواندم ،
ملکه ای بی رحم و خونخوار ، که وقتی متوجه شد خونِ دخترانِ جوان ، حالش را بهتر می کند ، شروع کرد به کشتن دوشیزگانِ معصوم و بی گناه ...
از خونشان می نوشید و در خون گرمشان خودش را می شست ...
و هر روز جوان تر می شد !
صدها نفر قربانی می شدند تا حالِ کنتسِ خون آشام ، خوب باشد ...
جالب تر این که اطرافیانش هم ، در این فاجعه ی کثیف و وحشیانه ، همدستانش بودند ...
قصه ی تلخی بود ولی من تعجب نمی کردم ، انگار برایم حکایتِ غریبی نبود !
داشتم فکر می کردم هنوز هم هستند ضحاکانی که بویی از انسانیت و وجدان نبرده اند ،
ظالمانی که خونِ انسان هایِ مظلوم را توی شیشه می ریزند ، می نوشند و حالشان بهتر می شود ،
کنتس هایِ دیوانه وخونخواری که نفوذ دارند و محکوم کردنشان ، کار ساده ای نیست !!!
نه صدها نفر ، نه هزاران نفر ، که میلیون ها نفر را قربانیِ تفریحات و روزمرگی هایشان می کنند ...
کنتس هایِ خودخواه و سنگدل ، در حالِ تکثیرند ،
و این داستانِ تلخ و زجرآور ، همچنان ادامه دارد ...



درباره وبلاگ
كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic