صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
شهریارپارسازادگان سه شنبه بیست و یکم اسفند 1397 نظرات ()



مادربزرگی تصمیم گرفت که فاصله دو شهر طولانی را پیاده روی کند. 
او پیاده روی خود را شروع کرد وقتی به شهر مورد نظر رسید ، در آنجا روزنامه نگارها با او مصاحبه کردند. 
می خواستند بدانند که آیا اندیشه این راهپیمایی طولانی او را به وحشت نیانداخته است؟ 
چگونه جرأت کرد پای پیاده تن به این سفر بدهد؟
 مادربزرگ جواب داد: برداشتن یک قدم نیازی به شجاعت ندارد و این کاری است که من کردم. 
من تنها یک قدم را برداشتم و آنگاه نوبت به قدم بعدی رسید. بعد از قدم دوم، قدم سوم را برداشتم و آنقدر ادامه دادم تا به اینجا رسیدم.



درباره وبلاگ
كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic