صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
شهریارپارسازادگان شنبه سیزدهم مهر 1398 نظرات ()




سلطان محمود غزنوی، پیری ضعیف را دید که پشتواره خار میکشد، بر او رحمش آمد گفت:
ای پیر دو سه دینار زر میخواهی یا درازگوشی یا دو سه گوسفند یا باغی که به تو دهم، تا از این زحمت خلاصی یابی؟
پیر گفت: زر بده تا در میان بندم و بر درازگوش بنشینم و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم و به دولت تو در باقی عمر آنجا بیاسایم.
سلطان را خوش آمد و فرمود چنان کردند...









#شهریار_پارسازادگان
#لیموچی




درباره وبلاگ
كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic