صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
کارمند
مطالب و داستانهای کوتاه سیاسی ،اجتماعی،اخلاقی و...
شهریارپارسازادگان چهارشنبه چهاردهم اسفند 1398 نظرات ()



 آقای شیریان بازنشسته ی نیروی هوایی بود و توی کارخانه ای که کار می کردم تعمیرات برق انجام می داد. یک بار که شب کار بودیم خاطره جالبی برایمان تعریف کرد. 

گفت: توی آمریکا در شهری کوهستانی دوره ی برق صنعتی دیده ام. جایی که عده ای صخره نوردی می کردند. برای تفریح ایرانی ها و آمریکایی ها با هم مچ می انداختند. توی صخره نوردها کسی که ظاهر قدرتمندی نداشت همه را شکست می داد. شیریان گفت من یک جوان کُرد و قوی بودم و به م برخورد. جلو رفتم و باش مچ انداختم ولی در کمال نا باوری مچم را خواباند.

 شیریان بعدها باش دوست می شود و از رمز موفقیتش می پرسد. اینکه چطور با این بدن معمولی مچ همه را می خواباند. آمریکایی صخره نورد جواب خیلی جالب می دهد. جوابی که می تواند درس بزرگی برای همه آدمها باشد.

 می گوید: من موقع مچ انداختن صخره نوردی را توی ذهنم تداعی می کنم. فکر می کنم مچ حریف برآمدگی یا شکاف صخره ای است که ازش آویزان شده ام و اگر رهایش کنم به دره ی عمیقی پرتاب می شود. پس باید برنده شوم تا زنده بمانم

#کامبیز_آریان_زاد





































.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#شهریار_پارسازادگان
#لیموچی
#ایران



درباره وبلاگ
كارمندم،
روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic